|
|
|
|
|
جای همه ی دوستان
همه ی آنها که دوستشان دارم و همه ی آنها که از من دلگیرند خالی در باغ ارم چهارشنبه شب از رویایی ترین شب های زندگیم بود. شب برای مهمانان همایش آسیب شناسی جوانان ضیافت شامی در باغ ارم ترتیب داده بودند و من موظف شدم شام عزیزان میهمان را به باغ ببرم. قبل از حضور میهمانان حدود ساعت ۹ شب شام رسیده و شام را خالی کردیم. چند نفر از دوستان مشغول صحبت با یکدیگر بودند و تعدادی نیز از فرمایشات پروفسور رواسانی بهره می بردند. نا خود آگاه برخاستم و آرام آرام به قدم زنی در باغ و دور استخر مقابل عمارت مشغول شدم. بوی دیوانه کننده ی بهار نارنج و عطر دل انگیز شب بو ها وای که تا زندگی زندگی است از احساس خوشی که به من دست داد ملتذذ خواهم بود. سکوت شب تنهایی زیبایی همه جمع بودند و لذت وافر اما جای همه ی دوستان خالی وقتی خوبان در بر نیستند نمی شود گفت زندگی آن چنان که باید جاریست هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
راستی دوست خوب اینترنتی قارداشخان فرموده بودند که جمله ای شش کلمه ای بنویسم. اصل پیشنهاد از شیطونک شاکی بود. از نگارش جمله ای کامل معذورم اما می شود شش کلمه در کنار هم چید و نوشت : شبی دل انگیز ارم تنهایی انتظار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:45 توسط خادم القرآن
|
|
||