|
|
|
|
|
دیروز روز بهزیستی و تامین اجتماعی بود.
ترم پیش برای یکی از دوستان متن پرسشنامه ی سرشماری نفوس کانادا مربوط به سال ۱۹۰۱ و ۱۹۱۱ را ترجمه می کردم . یکی از پرسش ها مربوط به نوع بیمه افراد می شد. هنوز در ایران بیش از نیمی از افراد بیمه نیستند. مقایسه ی ساده ایست. ایران امروز و کانادای یک قرن پیش! با وجود اینکه دل خوشی از سیاست های احمدی نژاد ندارم اما تصمیم وی در اجرای طرح بیمه ی همگانی با مشارکت دولت بسیار ستودنیست.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 18:19 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
هفته بهزیستی برای همه ی تلاشگران این عرصه مبارکباد. حدود پنج درصد از جمعیت کشور را معلولین حرکتی و ذهنی تشکیل می دهند. در کشورهای خارجی از لغت ( anotherdifferently abled )افراد دارای توانایی دیگر استفاده می شود. طبق قانون سه درصد از سهمیه استخدامی مخصوص معلولین است. بانک ها و موسسات دولتی در هر دوره ی استخدامی معمولا حدود ده و کمتر نفر استخدام می کنند. سهمیه ی معلولین حدود سه دهم درصد نفر و کمتر از آن می شود. نتیجه: این انسان های شریف عملا شانسی برای استخدام و اشتغال ندارند. در مورد پله ها فکر کرده اید؟ درباره ی معماری شهری و اداری و خانگی نیز بیندیشیم. به معیارهای انسانی با معیاری انسانی بیندیشیم. کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این باشد که در افسون گل سرخ شناور باشیم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:32 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
امتحانام تموم شد.
امروز می رم تهران هفته ی بعد هم اهر گرما امونمو بریده و در آرزوی هوای خنک اهر لحظه ها رو می شمرم. چقدر تابستان شلوغی پیش رو دارم: زندگی . کار . مطالعه . زبان . گردش . پایان نامه . و . . .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 12:22 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب بخش دوم برنامه مربوط به بررسي نامه 57 اقتصاددان به دكتر احمدي نژاد در گفتگوي ويژهي خبري 10:45 شبكه دو پخش شد. افراد مناظره كننده دكتر رهبر و دكتر ستاري فر (هر دو روساي سابق سازمان مديريت ) بودند.هر دو خود را از وابستگي حزبي مبرا مي دانستند . بنا به گفته ي خودشان، هر دو دغدغه شان مسائل كشور بود.هر دو براي دفاع از آرمان هاي والاي انقلاب و جمهوري اسلامي به ميدان آمده بودند.هر دو خود و مجموعه ي تحت تصدي خود در زمان رياستشان را داراي كمترين اشتباه و بهترين كاركرد مي دانستند. هر جا، هم كم مي آوردند از نام و امضاي مقام رهبري مايه مي گذاشتند. هيچ كدام حاضر نبودند دستاوردهاي ديگري را ذكر كنند و فقط به تخريب همديگر مي پرداختند. هر دو از قشر پايين جامعه سخن گفتند( و فقط سخن) و اينكه تمام همتشان بر رفع مشكلات آنها بود، اما وقتي از بيرون قضيه نگاه مي كني مي بيني تنهاچيزي كه در اين مناظره هدف بود دفاع از يك گروه و حزب خاص و منافع آن بود و آنچه فراموش شده بود اين گربه ي خاموس و در گوشه ي عزلت نشسته بود كه كه شاهد خورده شدن خونش توس هزاران كنه مي باشد و صدايي دم بر نمي آورد. آري آنها كه بايد بدانها توجه مي شد و فراموش شده بودند،اين قشر هميشه مظلوم، طبقات پايين جامعه را مي گويم. كساني كه هرگاه نياز به مطرح شدن داريم از كيسه ي آنها خرج مي كنيم و هنگامي هم كه مي خواهيم قدرت و ثروت خود را بيشتر كنيم نيز آنها را به استثمار مي كشيم. اما از هر چه بگذريم، اين نوع مناظرات مزايايي هم دارد و آن اينكه دست سردمداران و آنچه در چنته دارند بر مردم رو مي شود. اي ايران . . . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 19:0 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست *** تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم *** پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید *** حالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه درخلوت راز دل ما کس نرسید *** همه جا زمزمه عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ارنه*** ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست این همه قصه فردوس و تمنای بهشت *** گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل *** هرکجا نامه عشقست نشان من و توست وه ازاین آتش روشن که به جان من و توست |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 13:40 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
سالياني از زمان ارسطو تا هم اكنونِِِ دنيا فلسفه بر اساس يك منطق چرخيده است. منطقي كه از حاكميت مطلق عقلانيت سخن مي راند و دنيا را به دو قسمت تقسيم
مي كند: دنياي عقلاني و دنياي غير عقلاني. رياضيات ارسطويي نيز اين چنين است و فن آوري هم كه زاده از اين منطق است نيز اين
گونه است : منطق صفر و يك.دنيا يا سياه است و يا سفيد، و ديگر غير. اما چرخ روزگار در طي چرخش خود به اينجا رسيد كه همهي چيزها را نمي توان بر اين
اساس تبيين كرد. لاجرم بايد به دنيايي متفاوت تر انديشيد. دنيايي كه در آن به بينابين
نيز توجه شود. تحولات دهه هاي اخير به ابداع منطق فازي در كنار منطق صفر و يك
انجاميد. بر اساس آموزه هاي اين منطق، در بين دو سر طيف نيز مقولاتي وجود دارد
كه قابل چشم پوشي نيستند. اما هر چند مبدع اين منطق، يك ايراني است، تفكر حاكم بر ذهن ايرانيان تفكر صفر و
يك است و منطق فازي را بر نمي تابد. ما همواره در دو سوي طيف ايستاده ايم و اعتدال
را بر نمي تابيم. رفتارمان ترجمان عيني سخنراني جرج بوش است.ما به دنيا اين گونه مي
نگريم كه هر كه با ما نيست بر ماست. اين تفكر زمينه ي بسيار بلند تاريخي دارد و از
سنت ديرين آيين زرتشت به ارث به ما رسيده است. منطق ثنويت اهورا و اهريمن.
وقتي هم كه اسلام آمد آنچه را كه بايد از آن نگرفتيم بلكه فقط چيزي را گرفتيم كه
به سودمان بود، نه آنچه شامل حقيقت مي شد.
آنچه كه بايد به آن مي رسيديم يعني توحيد را نتوانستيم بگيريم. ما قادر نيستيم به
دنياي ماورا قدم گذاريم، هر چند فقط از ماورا سخن مي رانيم. ما مانده ايم
و ديگران مي روند، . . .
در حركتند . . . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:55 توسط خادم القرآن
|
|
||
|
|
|
|
|
زاهد از کوچه ی رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند تهمت بدنامی ماجرای خاتمی و دست هاش هم قصه ای شده برای ما ایرانیان پر مشغله!
منو ببین که دلمو به کیا خوش کردم !!؟
پی نوشتی بر این مطلب: حالا که به گذشته و به سخنرانی های آقای خاتمی فکر می کنم مضمون چند جمله از ایشان به یادم می آید.(البته باید بگم عین جمله یادم نیست و نقل مضمونی می کنم!) من سرمایه ای به جز آبروی خود ندارم و آن را نیز مخلصانه فدای ملت ایران می کنم.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 13:19 توسط خادم القرآن
|
|
||